ْطرفه - درباره موج نو + یک نمونه موج نو
ادبی

از ویژگی های بارز آن بهره گیری از رمزوارگی و سمبولیسم است.این نوع شعر نه وزن دارد ، نه قافیه دارد و نه تساوی مصرع در آن رعایت می شود.تنها چیزی که آن از متون منثور جدا می کند دارا بودن صور خیال است.عده ای از اساتید اصلا موج نو را  به عنوان شعر قبول ندارند.ولی عده ای هم از صاحب نظران ادبیات موج نو را در طبقه بندی اشعار ذکر کرده و آن را عمدتاً از متفرعات شعر سپید می دانند.

(در مورد شعر نو ، شعر آزاد، سپید و ... در آینده ای نزدیک در گفتاری جداگانه به بحث می پردازیم)

موج نویی ها می کوشند تا صور ذهنی ناشی از حالات و ادراکات آنی و شخصی خود را ثبت و به خواننده القا کنند. موج نو در سایر هنر ها مانند نقاشی ، سینما ، موسیقی و ...هم بخوبی دیده می شود.هواداران موج نو  خود می گویند:

1)مرکز عناصر و کانون صور شعریمان را در ماورای واقعیت ها می جوییم.

2)حجم گرایی با سورئالیسم تفاوت دارد و شاعر حجم گرا از سه بعد(طول ، عرض و ارتفاع) به ماوراء می رسد و تنها در بعد طول با سورئالیسم همراه است.(در مورد مکتب های ادبی ازجمله سورئالیسم بعدا می خوانیم)

3)ما به مکتب هنر برای هنر نزدیک می شویم

درک این جملات و همچنین مفاهیم اشعار موج نو حتی برای خود من ، بسیار بسیار دشوار است.عده ای اصلا این سبک را نوعی مسخره بازی می دانند .اینکه موج نو تا چه حد در جامعه موفق بوده در این گفتار نمی گنجد اما خود بنده به عنوان نظر شخصی(دوستان دقت کنید فقط نظر شخصی!) معتقدم با وجود نمونه های بسیار زیبای شعر در قالب های سنتی ولی با مفاهیم زیبا و امروزی مانند غزل های محد سلمانی که تقدیم کردم موج نو هیچ جایگاهی ندارد.مخصوصا اینکه عموم جامعه آن را اصلا شعر نمی دانند.اما باز هم به عنوان یک نظر شخصی معتقدم مادامی که اسم شعر روی این آثار گذاشته نشود برای بیان احساسات و اندیشه ها بسیار مفید و در جای خود قابل احترام و بررسی است.همچنین اخیرا در بین نسل جوان به طرفداران آن اضافه شده است.

دوست دارم به عنوان یک نظر سنجی علمی نظرات شما دوستان را در مورد موج نو بدانم.اگر دوست دارید بیشتر آشنا شوید می توانید نمونه های زیادی از آن توی اینترنت پیدا کنید.خلاصه نظر یادتون نره!در پایان یک شعر موج نو از آقای احمد رضا احمدی را با هم می خوانیم:

حقیقت دارد
 تو را دوست دارم
 در این باران
 می خواستم تو
 در انتهای خیابان نشسته
باشی
 من عبور کنم
 سلام کنم
لبخند تو را در باران
 می خواستم
 می خواهم
 تمام لغاتی را که می دانم برای تو
 به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
 دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در اینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
 امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
 تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
 آنقدر بمیرم
 تا زنده شوم  

+ نوشته شده در  ساعت 15:6  توسط علی  |