X
تبلیغات
ْطرفه - شاهنامه فردوسی
ادبی
اگر ماجرای فسمت اول را فراموش کرده اید یکبار دیگر نگاهی بیندازید.

در هفت خان رستم نیز زن جادوگر وجود دارد و جالب اینکه در آنجا نیز رستم در انتظار زن جادوگر طنبور می نوازد و از رنج هایش می گوید...

زن جادوگر هنگامی که مطمئن شد اسفندیار را به دام انداخته جلوتر آمد.اسفندیار نیز مسلح به سلاحی ضد جادو است...

سرداران هنگامی که گفته ی گرگسار را شنیدند عزمشان سست شد و  خواستند اسفندیار را باز دارند.اسفندیار وقتی حرف های آنان را شنید آنان را سرزنش کرد و گفت چه شد آن همه سوگند ها و عهد ها؟

اگر آرزوی بازگشتن دارید از همینجا بازگردید:

از ایران نخواهم برین رزم کس      پسر با برادر مرا یار بس

جهاندار پیروز یار منست              سر اختر اندر کنار منست

 ...

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:40  توسط علی  | 

در این پست قصد دارم به شرح مختصر یکی از زیباترین داستان های شاهنامه فردوسی بپردازم.در شاهنامه فردوسی دو هفت خان وجود دارد.یکی هفت خان معروف رستم  که شاید شناخته شده  ترین داستان شاهنامه باشد و  دیگری به نام دومین پهلوان بزرگ و مقدس شاهنامه یعنی اسفندیار است.مقدمه ی کار هر دو پهلوان یکی است: در جایی دور دست اتفاقی افتاده که پهلوان باید هر چه سریعتر به آنجا برسد.برای رسیدن به مقصد دو راه(در هفت خان اسفندیار سه راه) وجود دارد یکی امن و آسان اما طولانی و دیگری پر خطر اما نزدیک و بدیهی است که پهلوان راه پر خطر را برای سریع تر رسدن انتخاب می کند...

هفت خان اسفندیار بسیار  مرتب تر و منظم تر ، و خان های آن مشخص تر از هفت خان رستم است...

 اشتباهات تایپی و نکارشی را به بزرگی خودتان ببخشید.

ادامه مطلب را از دست ندید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 11:17  توسط علی  | 

یکی از صحنه های حضور سیمرغ در شاهنامه فردوسی در هفت خان اسفندیار است. گفتنی است اسفندیار نیز مانند رستم در شاهنامه هفت خانی دارد که در اینجا مجال سخن گفتن از آن نیست.در خان پنجم اسفندیار باید سیمرغ را بکشد.اما در اینجا سوالی مطرح می شود که اگر اسفندیار در خان پنجم سیمرغ را می کشد ، سیمرغ چگونه در داستان رستم و اسفندیار به یاری رستم می آید ؟...

عطار در منطق الطیر سیمرغ را برای تعبیر از وجود نامحدود  و بی نشان استعمال کرده است که به حکم مبانی اهل وحدت در عین حال چیزی جز "سی مرغ" که همان طالبان دیدار او و وصال حق هستند ، نیست.

 لطفا برای خواندن متن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 14:34  توسط علی  | 

 

نام سیمرغ را همه ی ایرانیان شنیده اند.بسیاری از آنان هم می دانند که سیمرغ ، پدر رستم زال را پرورش داده است. .نیز گروهی که تعدادشان کمتر است خبر دارند که سیمرغ در جنگ رستم و اسفندیار کمک های زیادی به رستم کرده ، زخم های او و اسبش را یک شبه شفا بخشیده و رستم را بسوی تیر چوب گز ، سلاحی که موجب مرگ اسفندیار شده رهنمون بوده است.

اما گذشته از آن که شرح جزئیات همین داستان ها که گفتیم بسیار دلکش ، و دارای بسیاری نکات آموزنده است ، سیمرغ داستان های دیگری نیز دارد که می کوشیم به اختصار آن ها را در اختیار شما خوانندگان گرامی در میان نهیم.اما در آغاز باید بدانیم که:

سیمرغ چه معنی دارد و از کجا آمده؟

جزء دوم این کلمه ، یعنی مرغ در زبان های باستانی ، و نیز در زبان و ادب فارسی ، به معنی پرنده است ، و آن پرنده ای را که امروز فقط جنس ماده آن را مرغ می نامیم در قدیم ماکیان نامیده می شده است....

***

چاره گری و جنبه پزشکی سیمرغ  و نیز حکمت و دانایی وی در مدارک قدیمی تر از شاهنامه به درختی منسوب می شود که آشیان وی در آن است.

برای خوااندن ادامه مقاله به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 14:6  توسط علی  | 

در قسمت اساطیری_ که سخت فشرده و مختصر است تا جایی که گاه سخن شاعر صورت رمز و کنایه به خود می گیرد _همه سخن از آغاز شدن زندگی انسانی است.

...آن قسمت از شاهنامه که برای آن سند داریم تاریخی و سایر قسمت ها ،خاصه قسمت هایی که با مباحثی تخیلی در هم آمیخته شده جزوه افسانه ها به شما میرود.بنابر این شاهنامه هم افسانه است و هم تاریخ!...

...سرتاسر شاهنامه مانند داستان ضحاک مبارزه سیاهی و سفیدی و سرانجام پیروزی سفیدی است جز یک جا و آن مبارزه رستم و دیو سپید است.از این رهگذر این داستان به ما می فهماند که رنگ و ظاهر سفید ،دلیل بر سفید بودن نیست....

...فردوسی نیز خود به تکرار اشاره می کند که در نظم شاهنامه از منابعی سود جسته است.این منابع گاه کَتبی بوده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 15:10  توسط علی  | 

در این کتاب عظیم ،کتابی که آن را سند ملیت و قباله کهن قومیت و ایرانی بودن خود میدانیم چه نوشته شده است؟آیا تمام مطالب آن یک دست و یکنواخت است یا با هم تفاوت دارد؟تاریخ است یا افسانه؟ راست است یا دروغ؟جنگ  و ستیز است یا عشق و اخلاق و عرفان یا هر دو یا هیچ یک؟

و اصلا چرا ما آن را سند ملیت خود میدانیم؟ و چه چیز در آن می توان یافت که پایه های بنای کهن ملیت ما را استحکام بخشد ؟ ...

مطالب اصلی شاهنامه از سه بخش اساسی بیرون نیست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 13:59  توسط علی  |